۹ مهر ۱۳۸۹

و " تو "


ای آزادی
  ای جوان گریزپا

 عمریست
  همه از پی ات
 ....


کتابم رو جا می گذارم



پس هستم 

۲۷ شهریور ۱۳۸۹

ثبات به سعی سرنیزه



به سرنیزه می‌توان تکیه داد اما روی سرنیزه نمی‌توان نشست



۲۴ شهریور ۱۳۸۹

سکوتم را

مکن باور

یه چریک خوب

یه چریک مرده ست

۳ شهریور ۱۳۸۹

فوتبال یا اسب سواری

گاهی هم مساله اینست

۲ شهریور ۱۳۸۹

سیر حوادث با مخالفین و موافقین


حوادث یکسال گذشته باز تکراری بود بر تاریخ گذشته مون
همواره مخالف و منتقد و ... بوده  و هست
 اما مهم اینه که رفقای خوبی داشته باشی
داشته ام  ودارم
 و دیگر هیچ



۲۸ خرداد ۱۳۸۹

دیه گو و عشق و موتور هزار

من و فوتبال و مبحث شیرین ریاضی 

۱۴ خرداد ۱۳۸۹

اینهمه رنگ از کجا آورده ای تا بشکوفی


قطره قطره شکوفه از سر صخره ها گرد آورده ام

از گلبرگهای سرخ دستمالی بافته ام تا آفتاب هدیه کنم











۴ خرداد ۱۳۸۹

تولد پاندیت

جواهر لعل نهرو و کتاب نگاهی به تاریخ جهان از درون زندان

 نامه های پدری به دخترش


http://fa.wikipedia.org/wiki/جواهر_لعل_نهرو

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

میم مثل موسی



فرق بسیاریست بین موسی بودن و یا عیسی بودن

مساله اینم هست

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹

سالهای بلوا


کتابهای داستایوسکی رو هم به جوخه اعدام سپردند

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

فرشته سر در قضا



جای کاخ دادگستری یه ساختمون ده طبقه میساختم با صد تا توالت تو هر طبقه. از تمام مردم شهید پرور دعوت میکردم که بیان روزی چند بار بشاشند بهش






۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

شورشی درکار نیست


سالها  پیش به مانند خیلی های دیگه طرد شدیم. نه جایی در وبسایت ها نه وبلاگ های گروهی

 زنده باد وبلاگ نویسی ، تنها تریبونی که داشتم و خواهم داشت



پی نوشت :  شورش یا طغیان سالهاست انجام شده الان به سرانجام رسیده



۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹

ادبیات و کلنگ نویسی


چه در فضای واقعی و یا مجازی با آفت ادبی نوشتن و صحبت کردن روبروییم. آفتی که روشفکرنما ها همواره به ما تحمیل کرده اند و
ادبیاتی که باید شاشید توش


پی نوشت : ترجیح میدم با ادبیات یه شورشی بنویسم تا ادبیات مزخرف شوما

خواندن یا نخواندن مطالب به عهده خودتانست